مرداد
Posted in دستهبندی نشده | ۳۱ Comments »
اگه قبل از شب شدن چراغا را روشن کنی هیچ کس نه متوجه تاریکی می شه نه متوجه چراغا.
اگه قبل از شب شدن چراغا را روشن کنی هیچ کس نه متوجه تاریکی می شه نه متوجه چراغا.
برای خلق یه اثر باید شاد بود و برای شاد بودن باید اثری ساخت.
دیوید لینچ
بابا بزرگم صدای مادر بزرگ زد: بیدار شو آفتاب زده.
مادر بزرگ از تو رختخواب جواب داد: شاید آفتاب بخواد دو نصف شب بزنه.
اگه دو تا خورشید تو آسمون باشه که از دو جهت طلوع کنن فکر می کنی مغرب و مشرق چه جوری تعریف می شه؟
کی تعریف می کنه؟
.
.
I must buy the moon
A new sky
The fish a newer aquarium
And for myself
I must buy a pair of Japanese eyes
And a singaporean heart
Translated by: Dr.Reza Parhizgar
.
.
نقشه به درد من نمی خوره
چون خودم هم نمی دونم کجا دارم میرم.
.
.
برای تهیه گزارش رفته بودم به یه شرکت تبلیغاتی. یه پسره بود که روز اول کارش یه مشت تراکت تبلیغ کلاس کنکور بهش می دن میگن برو جلو مدرسه دخترونه پخش کن. اون میره هر چی منتظر می مونه می بینه دخترا نمیان. بعد متوجه می شه از در دیگه رفتن. عصر همه ی کارتا را برمی گردونه شرکت. همه کارت پخش کن ها تعجب کرده بودن. رییس گفت نمی خوای باهاش مصاحبه کنی؟ گفتم نه می خوام باهاش دوست بشم. این بود خاطره من.
.
گاهی می خواهی به جای راه رفتن ، بدوی. قدم هایت را مثل رقص روی پیاده رو بگذاری و برداری. توپی را توی حلقه بیندازی. چیزی را به هوا پرت کنی و دوباره بگیری. صاف بایستی و بخندی به هیچی. اصلا هیچی.
.
می خواهی بزرگ نباشی.
.